گفتگو با مدیران موفق:

مسعود سپندآرند،فعال صنف چینی،بلورو لوستر و فروشندگان لوازم خانگی

  • شنبه, 15 آبان 1395 ساعت 14:52

        آنچه که بنده به عنوان مثبت اندیشی آموخته ام، در رسیدن به اهدافم  بسیار راه گشا و ثمر بخش بوده است.

   تعریف شما ازیک شغل خوب و پر درآمد چیست؟ چه تجارتی را موفق وچه فردی را تاجری موفق می دانید؟ فکرمی کنید که چهره های موفق،قدم اول خود را چگونه برداشته اند.

اغلب یک شغل وحرفه ی خوب را، داشتن یک دفتر کار شیک با مبلمان اداری  مجلل،درآمد عالی و سفارش کاربالا تلقی می کنیم.اما واقعیت چیست؟آیا تمامی افراد موفق،موفقیت اجتماعی واقتصادی خود را یک شبه بدست آورده اند و یا در پشت سر تمام موفقیت ها، زحمت ،تلاش واندوختن تجربه قرار دارد؟

          درگزارش فوق سعی داریم تا درگفتگو با یکی ازچهره های موفق شهرمان به جواب پرسش های بالا برسیم.

          فعالان صنف چینی،بلورو لوستر و فروشندگان لوازم خانگی کرج، به نام وچهره ی مسعود سپندارند آشنا هستند.وی ازجمله افراد موفق شهرمان است که با همت عالی،پشتکارو اندوختن تجربه ، به توفیقات  بزرگی درعرصه ی کسب و کار دست یافته است.

وی درخصوص رمز موفقیت افراد می گوید:اعتقاد دارم که موفقیت انسان ها یک موضوع نسبی است.هر شخص به میزان زحمت و تلاشی که انجام می دهد، نتیجه ای به دست می آورد.نحوه ی انجام دادن یک کارواینکه چگونه و با چه تفکری کارمان را انجام دهیم نیز در نتیجه بسیار تأثیرگذار است.

          به طورکلی،اندیشه ونحوه ی تفکر،نقش مهمی در زندگی یک انسان دارد. تمامی دستاوردهای انسان در گِروِ تفکرات و اندیشه های اوست. بنده به این موارد اعتقاد دارم.مثبت اندیشی،امیدوار بودن و صحیح انجام دادن کار باعث پیشرفت انسان می شود.این یک قانون کلی است.حال ممکن است افرادی هم باشند که پول های بادآورده ، نصیبشان شده باشد که به عقیده ی بنده این ثروت فقط ظاهریست وچنین افرادی هیچ گاه، از امکاناتی که دراختیار دارند به درستی استفاده نمی کنند. چرا که هیچ تلاشی برای بدست آوردن اهدافشان انجام نداده اند.

          چگونه مثبت اندیش باشیم؟

          خوشبختانه در زمانی زندگی می کنیم که انسان های اندیشمند، روان شناسان و جامعه شناسان بسیاری در خصوص اندیشه و تفکر مثبت، مطالب ومقالات بسیاری نوشته اند واین مقالات به راحتی در دسترس ما قرار دارد.

          در این رابطه صدها عنوان کتاب و مجله منتشر شده است که افرادِ جویای موفقیت، می توانند با مطالعه ی آنها، رمز مثبت اندیشیدن و حرکت به سوی کامیابی و سعادت را فرا بگیرند. آموختن مطالب و رموز مثبت اندیشی و موفقیت، مسیر را برای رسیدن به اهداف درخشانمان در زندگی، کوتاه می کنند. بنابراین توصیه می کنم از مطالعه ی این قبیل کتاب ها و مجلات غافل نشوید و ساعاتی از طول شبانه روز را به تحصیل در این امور بپردازید.

          آنچه که بنده به عنوان مثبت اندیشی آموخته ام، در رسیدن به اهدافم  بسیار راه گشا و ثمر بخش بوده است.در این رابطه مثال های زیادی در میان عموم رایج است. به طور مثال بارها این جمله را شنیده ایم که همیشه نگاهتان به نیمه ی پُر لیوان باشد. این جمله ی کوتاه به ما می گوید که فکرتان را روی داشته هایتان متمرکز کنید.خُوب ما چه چیزی داریم که می توانیم ازآن استفاده کنیم

1- تندرستی داریم که بزرگترین نعمت خداوند است. نعمت بینایی، شنوایی، راه رفتن، خندیدن و غذا خوردن و ... داریم که تعدادی از انسان ها از داشتن آنها محروم هستند.

2- امکان تحصیل و مطالعۀ مسائل مختلف را داریم که بازهم بسیاری از مردم جهان از داشتن  و بهره برداری از آن محرومند.

3- در کشوری زندگی می کنیم که در آن امنیت دارد. شب ها با آرامش سر بر بالین می گذاریم و ده ها مورد دیگر که همگی جزئی از داشته های ما هستند و می توانند به ما در انتخاب مسیر صحیح در زندگی کمک کنند.

          اگر بتوانیم ذهن وتفکرخود را روی همین موارد متمرکز کنیم، اولین گام را برای قرار گرفتن در مسیر صحیح  برداشته ایم.اصولاً انسان ها درهر کاری اگر فکر کنند که موفق می شوند و یا اگر فکر کنند که شکست می خورند، در هر دو صورت درست فکر کرده اند.

          برای پیروزی باید فکرمان را روی داشته ها و توانمَندیهایِمان متمرکز کنیم. درغیر این صورت دست به هر کاری که بزنیم، نتیجه ای به جز شکست نخواهیم دید. این یک موضوع ثابت شده است و تمام کارشناسان با اطمینان کامل از آن سخن می گویند.

          انسان هایی که زیبا وامیدوارانه فکر میکنند،همیشه شاداب وسلامت و البته موفق هستند. انسانهایی که منفی و مأیوسانه می اندیشند، نه تنها در بسیاری از عرصه های زندگی ناکام می مانند، بلکه از نظر سلامتی هم مشکل خواهند داشت. دنیای ما، دنیای اندیشه هایمان است و زندگی تجسم امواج اندیشه های یک امسان در دنیای واقعیت هاست.

          افکار مثبت را چگونه در حرفه و کارمان به اجرا درآوریم؟

          اجرای افکار مثبت، کار زیاد سختی نیست.اگر کسی با نگاه مثبت، کار را آغاز کند، به یقین در انجام آن کار موفق خواهد شد. دقت کرده اید، روز هایی که با امید و انگیزه و اطمینان قلبی از منزل خارج می شویم، در تمام طول روز اخبار و رویدادهای خوب می شنویم و کارهایمان هم به درستی و مورد دلخواه هماهنگ می شوند. اما در روزهایی که درگیر افکار منفی و پریشان هستیم، رویداد های ناخوشایند جلوی راهمان سبز می شوند.

          البته برای اینکه از وقت و تلاشتان نتیجه بهتری بگیریم، باید نکات دیگر را نیز رعایت کنیم: تعیین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت، مطالعه و کسب دانش در مورد کاری که انجام می دهیم، تلاش برای انجام دقیق وصحیح کار،صداقت و بردباری و...از جمله مهم ترین اصول موفقیت درکارهستند.

          ممکن است در این مورد بیشتر توضیح دهید؟

          ببینید، یک استاد معمار را تصور کنید که قصد ساختن  ساختمانی را دارد. برای انجام این کار،ابتدا باید مصالح مورد نیاز تأمین شوند.سپس پی ساختمان کنده شود و در پی آن فونداسیون و بعد بتن ریزی. تا اینجای کار فقط پی ساختمان آماده شده است.برای ساخت طبقه ی اول، باید ستونها درست شوند، آرماتوربندی و نصب غالب های بتن، مرحله به مرحله و با دقت باید انجام شوند و همین روند تا اتمام کار ادامه می یابد، می بینیم که نکته های ساخت بنا،بایستی در وقت خودش انجام شوند. اتصالات میل گرد ها، نحوه ی فرآوری بتن، آجرچینی ها و تفکیک فضاهای داخلی ساختمان، مراحل سفیدکاری، سیم کشی، لوله کشی و تأسیسات.

          هرکدام از این مراحل باید در زمان معین انجام شوند.اما آیا می توانیم پیش از دیوار چینی، پنجره ها را نصب کنیم؟ می توانیم بدون اینکه ستون بزنیم سراغ طبقه ی بالایی رویم؟ مسلم است که چنین چیزی امکان ندارد.

          همین روند نیز در هر کاری صدق می کند.آیا یک دانشجوی رشته ی پزشکی ، می تواند در آغاز تحصیل خود،جراحی کند؟ آیا یک تکنسین یا تعمیرکار لوازم خانگی می تواند بدون داشتن اطلاعات وتخصص کافی ،اقدام به سرویس و تعمیر لوازم خانگی کند؟ بدیهی است که بدون تلاش و صرف وقت برای یادگیری فنون مربوطه، نمی توانیم ازعهده ی انجام یک کار برآییم.

          یادگیری فنون و تخصص درهر شغلی، نیازبه تمرین و صرف وقت وهزینه دارد و این تازه آغاز راه است. تصور کنید فردی را که برای یادگیری یک فن، چند سال وقت خود را در آموزشگاه های مختلف صرف و پس از اخذ مدارک لازم و گواهینامه های معتبر قصد ورود به بازار را دارد.

          آیا این فرد به محض ورود به بازار، می تواند توجه عموم را به سمت خویش جلب کند؟

          جواب واضح است، خیر. باز هم برای موفق شدن در بازار و به قول امروزی ها، اسم و رسم پیدا کردن باید تلاش مجددی را آغاز کند.صرف داشتن مهارت و تخصص علمی برای حضور در بازار کار و پیدا کردن مشتریان، کافی نیست.

          به عقیدۀ بنده این مرحله از مرحله ی قبلی مهم تر است. طرز برخورد با مردم و مشتریان، و تعهد در کار و از همه مهم تر ایمان به رحمت  خداوند، در پیشبرد کارهایمان بسیار مؤثر و ضروری هستند.

          در کنار موارد فوق، یک فرد موفق باید برای زندگی اجتماعی و شخصی خودش برنامه ریزی کند. این جمله به معنای زندگی ماشینی نیست. فرد موفق برای کار، تفریح، ورزش، مطالعه، خوابیدن، صرف غذا و حتی عبادت و راز و نیاز با خدا، زمان معین می کند و اجازه نمی دهد که لحظات گرانبهای عمرش، بیهوده تلف شوند. بدیهی است که چنین فردی برای خودش، اهداف دست یافتنی کوتاه و بلند مدت نیز تعیین می کندو برای رسیدن به آنها تلاش می کند.

          آیا موفقیت فقط در اجرای دستورالعمل های فوق ، خلاصه می شود؟

          نَخیر. موفقیت ابعاد بسیار وسیعی دارد. متأسفانه تعریف صحیحی در ذهن ما از این واژه وجود ندارد. بسیاری از ما موفقیت را فقط در به دست آوردن مادیات می بینیم. اتومبیل و آپارتمان لوکس، ویلا و لباس های گران قیمت، لوازم منزل گران قیمت و حساب های بانکی متعدد با اندوختۀ فراوان. درست است که داشتن امکانات مالی خوب و استفاده از وسایل و تجهیزات مدرن برای ما که در عصر تکنولوژی زندگی می کنیم، لذت بخش است. اما نمی توان واژه ی موفقیت را در بدست آوردن مادیات خلاصه کرد. آیا تربیت فرزندان صالح که برای جامعه مفید باشند، موفقیت نیست؟ آیا اطمینان مردم به یک فرد، نمی تواند معیاری برای موفقیت به شمار رود؟

          تلاش یک پزشک برای نجات جان بیماران،تلاش یک موسسه ی خیریه برای تأمین هزینه های درمان بیماران نیازمند، تلاش یک معلم و استاد دانشگاه برای آموزش معلومات به دانش آموزان و صدها نمونه از این دست،حکایت ازحضورو فعالیت انسان های تلاشگرو با ایمان دارد که با انگیزه و هدف مقدسی، پای در راه مجاهدات و فداکاری گذاشته اند.

          بنابراین برای رسیدن به موفقیت و درک حقیقت، ابتدا باید روش تفکرمان را تغییر دهیم و به جای پرورش افکار پوچ و منفی در ذهنمان، به توانایی ها و داشته هایمان بیاندیشیم. سپس با انگیزه و باور این جمله که «من می توانم» کار وحرفه ی مورد علاقه مان  را با جدیت تمام دنبال کنیم و فراموش نکنیم که در مسیر طولانی دستیابی به اهداف، پستی و بلندی هایی وجود دارند که گاه باعث دلسردی و ناامیدی ما خواهند شد.اما با سعی و کوشش و همت بلند می توانیم از کنار تمامی موانع عبور کنیم.

          در همین رابطه شاعر نامدار ایرانی، فردوسی پاکزاد می گوید:

   ز کوشش به هر چیز خواهی رسید                                     به هر چیز خواهی کماهی رسید

          آیا تمام انسان ها می توانند دستورالعمل های فوق را رعایت کنند؟

          بله، این روش ها بسیار ساده هستند واجرای آن ها تخصص خاصی نمی خواهد وهر شخصی می تواند از آن ها در بهبود شرایط زندگی اش بهره ببرد. اما برخی از افراد در حین پیمودن مسیر، دچار خطا می شوند و دلسردی و ناامیدی بر آنها غلبه می کند. بنابراین از ادامه ی این مسیر باز می مانند و بسیار اتفاق افتاده که در یک قدمی موفقیت، دست از کار کشیده اند. متأسفانه تعداد این دسته از انسان ها هم زیاد است.

          ممکن است ازچگونگی ورودتان به عرصه ی کسب و کاربگوئید؟

          بله. من از کودکی کارکرده ام.هفت یا هشت ساله بودم که از تعطیلی مدارس در تابستان استفاده کرده و به فروشگاه اقوام می رفتم.آشنایی با فن خرید وفروش ودنیای کسب و کار را از همان کودکی تجربه کرده ام و این روند ادامه  داشت تا اینکه در سن 18 سالگی اولین فروشگاه خودم را راه اندازی کردم. طرز صحیح برخورد با مشتریان، امانت داری و رعایت انصاف باعث شد که در کوتاه ترین زمان مشتریان خوبی پیدا کنم و فعالیت اقتصادیم روند رو به رشدی داشته باشد.

          گاهی اوقات شب ها هم در مغازه می خوابیدم تا بتوانم از فرصت ها نهایت استفاده را ببرم. البته درحین کار وفعالیت اقتصادی،ازتحصیل نیزغافل نبودم. رشته ی موردعلاقه ام (ادبیات انگلیسی ) را دنبال کردم و توانستم مدرک لیسانس این رشته را اخذ کنم. ناگفته نماند که تحصیل در دانشگاه و مطالعه ی زبان انگلیسی در پیشبرد فعالیت های اقتصادی ام بسیار تأثیر گذار بود.

          خوش حسابی ونظم را همواره مدِّ نظر داشته ام. به جزئیات کارو پیشنهادات مشتریانم اهمیت فراوان می دهم و دوست دارم که خریدارانم با رضایت قلبی و اطمینان از خریدارانشان، از فروشگاه خارج شوند.

          برخی کسبه درگفتگوهای خودمانی،ازشرایط کسب وکاراحساس نارضایتی می کنند.به عقیده ی شما علت گله مندی آن ها چیست؟

          البته، این روزها بازار کشورمان، رونق گذشته را ندارد و شایدعلت گله مندی فعالان صنفی، رکود حاکم بر بازار باشد. اما به رغم تمام این مسائل، بنده اعتقاد دارم که در هیچ شرایطی نباید نگاه منفی به قضایا داشته باشیم. رکود اقتصادی در فواصل زمانی مختلف در تمام کشور ها به وجود می آید که این موضوع بخشی از پیکره ی اقتصاد است که دلایل مختلفی برای بروز آن وجود دارد و کسبه ی کف بازار هم در وقوع آن نقش خاصی ندارند.

          بنابراین در شرایط رکود اقتصادی، فرصت بیشتری برای کسبه فراهم می شود تا در روش های بازاریابی  خود، تغییراتی به وجود آورند. مطالعه ی کتاب ها و مقالات مفید بازاریابی ،تغییر دکوراسیون فروشگاه ،رفتن به مسافرت وخیلی راهکارهای دیگر را می توان درهمین فرصت به وجود آمده، به کار بست که شاید انجام آن ها در زمان های دیگر امکان پذیر نباشد.

سخن پایانی

ضمن آرزوی موفقیت برای تمامی تلاشگران عرصه های اقتصادی،یادآور می شوم بحث آموزش ضمن خدمت از سوی تمامی کسبه محترم جدی گرفته شود. آموختن و کسب اطلاعات و مهارت در هر برهه ای از زمان ،یکی از شاخصه های موفقیت در کار به شمار می رود .بنابراین ضروریست تا اصناف در فرصت های مختلف ،از کسب علم و دانش غافل نشوند.

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.